محمد مهدى ملايرى
273
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كه اوامر تو را هم سبك گيرند . ولى آنچه به فرماندهان وامىگذارى كيفرهاى كوچك و تنبيههاى تأديبى باشد ، كيفرهاى بزرگ مانند كشتن يا بريدن اندامها و مصادرهء اموال و مانند اينها را هيچكس جز خودت يا صاحب شرطهء تو آن هم با دستور تو به آن دست نزند . . . و چون به دشمن نزديك شدى و طلايه لشكر تو مقدمه لشكر او را مشاهده كرد براى نبرد آماده شو و سپاه خود را به آرايش جنگى درآور و هرگز جز با آرايش جنگى يعنى تقسيم سپاه به مقدمه و ميمنه و ميسره و ساقه حركت مكن و بايد كه آنها در اين حال با شمشيرهاى كشيده و پرچمهاى افراشته حركت كنند و سپاهيان هريك به زير پرچم دستهء خود آماده كارزار شوند و بايد چنان نظم و ترتيبى در سپاه از لحاظ مشخص بودن جاى هردسته و هرفردى حكمفرما باشد كه هر سپاهى به آسانى بتواند جاى خود را بيابد و اگر اسبى هم گم شد بدانند كه به كدام رسته تعلق دارد . براى ساقهء لشكر ، فرماندهى برگزين داراى اين صفات . . . و او را با قوايى لازم و با مال و سلاح تقويت كن و به او دستور ده كه در نظم و ترتيب سپاهيان سختگير باشد چه اگر خللى در اين امر روى دهد كار تو به سستى گرايد . در عقب ساقه فرماندهى قاطع و صاحب رأى و سختگير و بىمهابا با پنجاه سوار از برگزيدگان سپاهت قرار بده . . . تا از فرار سپاهيان يا جاماندن آنها جلوگيرى كند . حركت لشكر يكجا و در وقتى كه از پيش اعلام شده باشد صورت گيرد تا سپاهيان خود را آماده سازند . هرگز از منزلى كه در آن هستى اعلام حركت مكن مگر وقتى كه مأمور تعبيهء لشگر براى جلوگيرى از هر اتفاق پيشبينى نشده يا دفع حملهاى كه احتمالا از سوى دشمن به عمل آيد آماده شده باشد و چون به جايى رسيدى كه قصد توقف در آنجا تحقيق كنى ، و چون آهنگ نزول كردى رئيس سواران با گروهى همراه بايد پيوسته به دور اردوگاه به گردش بپردازند و مراقب باشند تا اگر رويداد